می خواهم بدانم

می دانم خدایی وجود دارد و این خدا عده ای را در عذاب کشیدن وعده ای را در لذت بردن و عده ای دیگر را در بی تفاوتی آفریده

مفسر و منتقد در هر سه گروه وجود دارد و روح آنها این وظیفه را به عهده دارد

خدا از ما چه می خواهد؟

به نظر من خدا ما را آفریده که زندگی کنیم

چگونه زندگی کنیم؟

یاد بگیریم چگونه مهربان باشیم و چگونه لذت ببریم

چطور؟

دین

دین؟!

راهی است برای یاد گرفتن مهربانی و لذت

دین و محدودیت....؟

لزومی ندارد تو به مقررات آن 100 درصد پایبند باشی

چگونه ؟

بسته به ظرفیت خود کشف کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن ۱۳۸۶ساعت   توسط اسما  | 

چه چیزی تعیین می کنه که آدم چقد برای خودش باشه

یعنی حدود فقط مال خودت بودن؛ چقدره؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن ۱۳۸۶ساعت   توسط اسما  | 

در دنیای مجازی کسی به تو نمی گوید :

 " چرا دروغ می گویی؟! "

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۶ساعت   توسط اسما  | 

چه  موضوعی قلبتون رو به درد می آوره؟

یا

آخرین موضوعی  که ناراحتتون کرده چی بوده؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۶ساعت   توسط اسما  | 

 

وقتی به هوس نیاز داری سراغش می ری یا چشماتو می بندی؟

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی ۱۳۸۶ساعت   توسط اسما  | 

فقط یه ماهی زنده می تواند در خلاف جهت حرکت رود شنا کند.

                           منبع: نمی دانم

 

 

پدر جان آینده مال من است من در زندگی ام موفق خواهم بود.

 

اگر نگرانی نداشته باشم

اگر بتوانم هدف را بشناسم

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۶ساعت   توسط اسما  | 

 

اگه صدای فکرای مردم رو میشنیدین ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی ۱۳۸۶ساعت   توسط اسما  | 

 

فیلم نامه رو برای 10 دوازده نفر خوندم اولش کمی گیج شدن بعدش که براشون توضیح دادم همه موافق بودن قشنگ بوده فیلم نامه ام به خاطر ضعفش تو استری برد می شه فهمید که چی داره می گه حوصله طراحی کردنش رو ندارم اگه کسی منتظر بقیه اش هست امیدوارم منو ببخشه اما اگه دوست داره می تونه ازم بخواد تا براش سند کنم

 این روزا یه ترانه نسبتا فاقد ارزش ادبی مدام تو ذهنم تکرار می شه

 

 

 _ کاش یه چیزی اختراع می شد که باش می تونستیم فکرای نابی که آنی به ذهنمون می رسه رو مرور کنیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۶ساعت   توسط اسما  | 

مطالب قدیمی‌تر